نماد اعتماد الکترونیک
 
 
پشتیبانی آنلاین
 
 
ارتباط با ما
 
تماس با ما
 
مقايسه کالاها
 
مقایسه
نام کالا  
 
سبد خرید
 
سبد خرید
نام کالا تعداد کالا  
قيمت کل : 0 ريال
 
پوشاک مطهّر
 
 
جستجو
 
 
قلم قرآنی رضوان
 
 
کتاب های پالتویی
 
 
 
 
جزئيات کالا
 

من زنده‌ام
نام کالا :
31
کد کالا :
200,000 ريال
قيمت کالا :
180,000 ريال
قيمت با تخفيف :
750 گرم
وزن (کالا + بسته بندی) :
‎۱۸ تیر ۱۳۹۳ ۱۶:۲۰
تاريخ ثبت :
6037
تعداد بازديد :
انتشارات بروج
تولید کننده :
ایران
کشور سازنده :
لینک های مرتبط :
 

از پشت پرده اشک

وقتی ما را داخل گودال انداختند، برادرها جا باز کردند. روی دست و پای همدیگر نشستند تا ما دو تا راحت بنشینیم و معذب نباشیم. سربازهای عراقی که این صحنه را دیدند، به آن‌ها تشر زدند که چرا جا باز می‌کنید و روی دست و پای هم نشسته‌اید؟...



  • توضیحات کالا
  • کالاهای مرتبط
  • نظرات
سی و چند روز بیشتر از حمله‌ی رژیم بعث به ایران نگذشته بود که چهار نفر از دختران امام خمینی دست نامحرمان اسیر شدند! «بنات‌الخمینی» عنوانی بود که سربازان صدام به چهار بانوی امدادگر ایرانی داده بودند. بعثی‌ها اول که ماشین‌شان را محاصره می‌کنند، از خوشحالی پایکوبی می‌کنند و پشت بی‌سیم به فرماندهان‌شان اعلام می‌کنند که دختران خمینی را گرفتیم! بعدتر برخی دیگر از افسران بازجو به این بانوان غیرنظامی می‌گویند از نظر ما شما  ژنرال‌های ایرانی هستید!

خانم آباد در کتابش نوشته است: «نمی‌خواستم جلوی دشمن ضعف نشان دهم. عنوان «بنت الخمینی» و «ژنرال» به من جسارت و جرأت بیشتری می‌داد. اما از سرنوشت مبهمی که پیش رویم بود می‌ترسیدم. نمی‌توانستم فکر کنم چه اتفاقی ممکن است بیفتد. دلم روضه‌ی امام حسین می‌خواست. دوست داشتم یکی بنشیند و برایم روضه‌ی عصر عاشورا بخواند. خودم را سپردم به حضرت زینب... ب.

وقتی ما را داخل گودال انداختند، برادرها جا باز کردند. روی دست و پای همدیگر نشستند تا ما دو تا راحت بنشینیم و معذب نباشیم. سربازهای عراقی که این صحنه را دیدند، به آن‌ها تشر زدند که چرا جا باز می‌کنید و روی دست و پای هم نشسته‌اید؟ و با اسلحه‌هایشان برادرها را از هم دور می‌کردند. نگاه‌های چندش‌آور و کش‌دارشان از روی ما برداشته نمی‌شد. یکباره یکی از برادرها که لباس شخصی و هیکل بلند و درشتی داشت با سر تراشیده و سبیل‌های پرپشت و با لهجه‌ی غلیظ آبادانی، جواد [مترجم ایرانی عراقی‌ها] را صدا کرد و گفت: هرچی گفتم راست و حسینی براشون ترجمه کن تا شیرفهم بشن!
رو به سربازهای بعثی کرد و گفت: به من می‌گن اسمال یخی، بچه‌ی آخر خطم، نگاه به سرم کن ببین چقدر خط خطیه، هرخطش برای دفاع از ناموسمونه. ما به سر ناموسمون قسم می‌خوریم، فهمیدی؟ جوانمرد مردن و با غیرت و شرف مردن برای ما افتخاره. دست به سبیلش برد و یک نخ از آن را کند و گفت ما به سبیلمون قسم می‌خوریم. چشمی که ندونه به مردم چطور نگاه کنه مستحق کور شدنه. وقتی شما زن‌ها رو به اسارت می‌گیرید یعنی از غیرت و شرف و مردانگی شما چیزی باقی نمونده... ه.»

عنوان کتاب که بر روی جلد چاپ شده، دستخط معصومه آباد است. آن روز که برای فرار از بی‌خبری مفقودالاثری برای خانواده‌اش یا هر کسی که می‌توانست فارسی بخواند نوشته بود: «من زنده‌ام. معصومه آباد.»
 
کتاب از هشت فصل تشکیل شده است:
* کودکی
* نوجوانی
* انقلاب
* جنگ و اسارت
* زندان الرشید بغداد
* انتظار
* اردوگاه موصل و عنبر
* عکس و اسناد

معصومه آباد می‌گوید: «با خودم عهد بستم که حقیقت را هم‌چنان که دیده و شنیدم بدون اغراق بگویم. مبالغه آفت حقیقت است. آن‌جایی که گریه کردم، می‌گویم گریه کردم و آن‌جا که ترسیدم، می‌گویم ترسیدم!» لحن اثر پا به پای احوال نویسنده و عرصه‌های مختلفی که تجربه می‌کند پیش می‌رود. گاهی که راوی و نویسنده‌ی اثر عصبانی یا رنجور است، کلمات و توصیف‌ها از همین جنس‌اند.

شاید از همین رو کتاب پر از رخداد و جزئیات است و این سؤال را به ذهن می‌آورد که چطور این حجم از توصیف‌ و تصویر به یاد نویسنده مانده است؟ خانم معصومه آباد خود می‌گوید در طول ۱۹ سال‌ بعد از آزادی تا سال ۱۳۹۲ از خاطراتش فرار نکرده و جا به جا و در مراسم‌های مختلف به دعوت جوان‌ها، دانشجویان و هر جمعی که دنبال شنیدن رخدادهای مستند آن روزهای سخت بودند، به سخنرانی و بیان خاطراتش پرداخته است.

نویسنده از کودکی خود و دوره‌ای شروع به نوشتن می‌کند که اولین تصاویر و خاطرات را در ذهن دارد. دو فصل ابتدایی کودکی و نوجوانی شاید حجم کتاب را افزوده باشد، اما این‌قدر هست که مخاطب با شخصیت نویسنده خوب آشنا می‌شود. هرچه باشد او یک نیروی مردمی داوطلب بوده است و برای او خانه‌ و کودکی‌اش اهمیت مضاعفی دارد.

خانم آباد در ابتدای کتاب نوشته است: «سال‌ها بود سنگینی کلمات را بر شانه می‌کشیدم و هر روز خسته‌تر و خمیده‌تر می‌شدم. یک روز که قدم زنان با این کوله‌بار سنگین از پیاده‌رو خیابان وصال می‌گذشتم، به آقای مرتضی سرهنگی – گنجینه‌ی معرفتی شهدا، جانبازان و آزادگان - برخوردم. از حال من پرسید. گفتم هرچه می‌روم و هرچه می‌گذرد این بار سبک نمی‌شود. گفت باری که روی شانه‌های توست فقط از آن تو نیست. باید آن را آهسته و آرام زمین بگذاری و سنگینی آن را با دیگران تقسیم کنی. آن وقت این خاطرات مانند مدال افتخاری در گردن همه‌ی زنان کشورمان خواهد درخشید.»

شاید نویسنده‌ی این کتاب یک نویسنده‌ی حرفه‌ای نباشد؛ شاید نقدهایی به ادبیات و سبک بیان خاطراتش بتوان مطرح کرد؛ ولی هرچه هست خواننده در متن مهلت فکر کردن به اتفاقات و تحلیل‌ها را پیدا می‌کند. خواننده در طول کتاب احساس می‌کند با یک زندگی‌نامه‌ی خودنوشت صادق طرف است. واقعیت این است که هر کسی موقع ورق زدن کتاب و لا به لای خطوط آن دو احساس «اندوه و غم» و «عزت و افتخار» را توأمان تجربه می‌کند و جاهایی از کتاب را از پشت پرده‌ی اشک خواهد خواند.

299,000 ريال
270,000 ريال
خاطرات شفاهی سرلشکر پاسدار محمد علی جعفری
به اهتمام گل علی بابایی و حسین بهزاد
از تابستان 1335 تا تابستان 1361




280,000 ريال
260,000 ريال
ازهمان (وقت) که طرح این (چهارگانه) در ذهنم شکل گرفت،تا وقتی اولینش به نام {ناله های عشق } متولد شد و اینک که دومین پاره آن {تنهاترین عاشق، عاشق ترین تنها} زاده می شود و آنک آبستن {شور شرین عشق} هستم؛ پی جوی را در خود جا دهد. به مدد او یافتمش یا تصور میکنم که یافته ام. پس بدیهی است که همان این چهارگانه از یک شیوه اما (سبک)های مختلف تبعیت کند. اولین (سلمان) بود و این (ابوذر) است و سومی (بلال) است و چهارم (مقداد) این چهار تن از میان یاران حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله) برگزیده شده اند. مثل همه یاران او غریب و هنوز هم ناشناخته اند. من سعی کرده ام آن گونه که شعورم یاری می دهد را ادراک کنم و تصویری حقیقی از آنها نمایم.......




80,000 ريال
70,000 ريال
چه کار باید می کردم، اصلا چه کار می توانستم بکنم؟ مصطفی داشت می رفت: تنهای تنها. اما من نمی خواستم بروم. اصلا من اهل رفتن نبودم. نه می خواستم خودم بروم نه مصطفی. تازه او را کشف کرده بودم. برنامه ها داشتم برای فرداهای دوستی مان. حالا او داشت می رفت. او داشت می شد رفیق نیمه راه. من که ماندم! من که اصلا اهل رفتن نبودم.ماندن مصطفی، برای من خیلی مهم و با ارزش تر بود تا رفتنش. حالا باید او را چه طوری از رفتن منصرف می کردم. بدون شک خودش بود. مگر نه اینکه من نخواستم بروم و نرفتم؟! پس اگر او هم از ته دل به خدا التماس می کردکه نرود، حتما می توانست دل خدا را به دست بیاورد. پس باید کاری می کردم که نگاه و خواست مصطفی عوض شود. باید با خواست و تمایل او، نظر خدا را هم برمی گرداندم!




105,000 ريال
95,000 ريال

داوود امیریان در حوزه دفاع مقدس آثاری چون «جام جهانی در جوادیه»، «رفاقت به سبک تانک»، «فرزندان ایرانیم» و ... را منتشر نموده که با استقبال این طیف سنی روبرو شده است. وی در تازه‌ترین اثرش که یک رمان نوجوان با موضوع دفاع مقدس است به سرگذشت نوجوان سیزده چهارده‌ ساله‌ای به نام آیدین پرداخته است که در مسیر به اصطلاح مرد شدن تصمیم می‌گیرد به جبهه برود تا بتواند از رهگذر حضور در جبهه به مردانگی دست یابد. این رمان داستان مرد شدن آیدین نیست، بلکه دغدغه امروز تمامی نوجوانان ایرانی است که با بحران عدم استقلال شخصیت روبرو هستند و می‌تواند این داستان الگوی مناسبی در شکل دهی شخصیت این گروه باشد.

شخصیت آیدین در این کتاب که عنوان «مترسک مزرعه آتشین» برای نام‌ آن انتخاب شده است، یک نوجوان لوس و نازپرورده‌ای است که در خانه به خاطر تک پسر بودنش به شدت مورد توجه پدر و مادر قرار دارد و این مسئله صدای مهناز و لیلا خواهران آیدین را نیز درآورده است و همین مسئله کمی از استقلال آیدین کاسته، هرچند او سعی دارد با توجه به علاقمندی و توانایی‌های خود در برق و رشته ورزشی پینگ‌پنگ خود را اثبات کند اما در مقاطعی با مخالفت های خانواده و جدی گرفته نشدن روبرو می‌شود و همین در شخصیت وی تاثیر می گذارد و اجازه نمی‌دهد روی پای خود بایستد.

این کتاب یادآوری خاطرات کودکی‎ها و اتفاقات دوران مدرسه مانند دعوا کردن با هم‌کلاسی‌ها، شیر و کیک خوردن در راه مدرسه و ... است و بازتاب حسی و تجربی آن در اتصال با رشادت‎هایی که در حساس‎ترین وقایع روزهای سخت دفاع مقدس که بروز مردانگی شخصیت داستان از نوجوانی رنجور و ضعیف، مخاطب را متحیر و شیفته می‎سازد. پسرکی که اشکش دم مشکش است و به طرفة العینی زیر گریه می‌زند پس از اعزام به جبهه و اسارات به دست عراقی‌ها، زیر شکنجه‌های سنگین افسر عراقی مقاومت می‌کند و عملیات نیروهای ایرانی را افشا نمی‌کند.

شبی از شب‌ها که آیدین با اصرار فراوان مجوز خوابیدن به روی بام منزل را از پدر دریافت می‌کند در نیمه‌های شب در جریان دزدی از خانه همسایه قرار می گیرد و همین اتفاق، سیر داستان را جلو برده و مخاطب را با آیدین به جبهه‌های جنوب می‌کشاند.

«مترسک مزرعه آتشین» کتابی است که دارای جذابیت‌های فراوان است و این از ویژگی‌های قلم داوود امیریان است. آمیختگی با طنز که وجه بارز متن‌های امیریان است در جای‌جای کتاب به چشم می‌خورد و مخاطب نوجوان را درگیر اتفاقات داستان می‌نماید.

هر خواننده‌ای با دست گرفتن «مترسک مزرعه آتشین» متوجه خواهد شد که نویسنده آن به داستان نوجوان آشنا بوده و با زیروبم‌های داستان‌نویسی برای این گروه سنی آشنا است. آغاز و پایان فصل‌ها و حجم فصول کتاب از علایم تسلط نویسنده بر حوزه داستان نوجوان است. بیان روان و استفاده از ادبیات خاص نوجوانان و همچنین ماجراجویی‌های شخصیت‌های داستان و باورپذیری آنها موجب می‌شود که مخاطب با این رمان ارتباط برقرار نماید.

طرح جلد جذاب کتاب «مترسک مزرعه آتشین» که امیر مفتون آن را طراحی نموده است از دیگر جذابیت‌های این رمان نوجوان است.

 

«خمیده خمیده حرکت می‌کنیم. به یک دشت می‌رسیم. در تاریکی به سختی حلقه‌های سیم خاردار را می‌بینم. علی‌رضا و دایی‌عزت سیم‌خاردارها را با احتیاط می‌بُرند. من و احسان دو طرف سیم خاردار بریده شده را می‌گیریم. علی‌رضا و دایی عزت جلو می‌خزند و کاردشان را تو زمین فرو می‌کنند. با اشاره علی‌رضا، من و احسان سینه خیز در حالی که هنوز سیم خاردارها را نگه داشته‌ایم، جلو می‌رویم. علی‌رضا دو طرف سیم خاردارها را به هم گره می‌زند. بعد با دایی عزت تندتند مین‌ها را خنثی می‌کنیم و جلو می‌خزیم. ناگهان یک منور در آسمان روشن می‌شود. هر چهار نفر به زمین می‌چسبیم. نفس در سینه‌ام حبس می‌شود. صورتم را در خاک فرو می‌کنم. بوی خاک در مشامم می‌پیچید. چند لحظه بعد منور خاموش می‌شود. دوباره حرکت می‌کنیم. حواسم است که دستم به سیم تله‌ای گیر نکند. سمت چپم پر از انواع مین‌های منور جهنده است. می‌دانم اگر یکی از مین‌های جهنده عمل کند، به هوا بلند شده و تا چند متر اطرافش ساچمه پرتاب می کند. به یک کانال می‌رسیم. حالا چشمانم به تاریکی عادت کرده است ...»





350,000 ريال
315,000 ريال
ناشر کتاب : انتشارات عابد سایان
نوع جلدگالینگور
قطعرحلی
زبان کتابفارسی
سال نشر1393
شمارگان5000
چاپ جاری1
تعداد صفحات314
وزن(گرم)1437
شابک:
978-600-92341-5-8



این کتاب در پی ارائه ی تحلیلی جامعه شناسانه از پدیده ی جرم سازمان یافته و پیامدهای آن نیست، بلکه روایتی است ساده، گیرا و مستند از سیر تاریخی پدیداری و گسترش مهمترین سازمان های بزه کار جهان و شیوه های کاری آنها، از زمان شکل گیری تا قرن بیست و یکم.
در این چهارچوب، کتاب سرگذشت مافیای ایتالیایی، مافیای آمریکایی، مافیای روی، یاکوزای ژاپنی، ثلاثی های چینی و کارتل های بین المللی مواد مخدر را بازگو می کند و در حاشیه، تصویری هم از بعضی گروه های جرایم سازمان یافته در دیگر مناطق جهان مانند آفریقا، اروپا، جاماییکا، بالکان، جنوب شرقی آسیا و افغانستان ارائه می دهد.





ارسال نظر
نام و نام خانوادگی *:
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن نظر *:
 
تبلیغات
 
 
سوالات متداول
 
1. لطفا نحوه خرید محصولات از طریق سایت فروشگاهی را توضیح دهید؟



******************************************************************************
******************************************************************************
شما باید در سایت فروشگاهی عضو باشید و یا اینکه جهت عضویت اقدام نمائید.



پر کردن فیلدهای علامتدار الزامیست.

پس از پر کردن اطلاعات عضویت دکمه ی ارسال را بزنید

پس از عضویت در خرید های بعدی نیازی به عضویت مجدد ندارید و با همان نام کاربری و رمز عبوری که خودتان تعریف کرده اید می توانید جهت خرید اقدام نمائید.

******************************************************************************
******************************************************************************



پس از تکمبل عضویت ، بر روی محصول مورد نظر کلیک نمائید


******************************************************************************
******************************************************************************








******************************************************************************
******************************************************************************






******************************************************************************
******************************************************************************





******************************************************************************
******************************************************************************





******************************************************************************
******************************************************************************



شما پس از زدن دکمه پرداخت وجه کالاهای خریداری شده
وارد درگاه بانکی می شوید.
که در این بخش نیاز هست شماره 16 رقمی روی کارت
رمز دوم کارت (رمز اینترنتی)
ccv2 که یک عدد 3 رقمی می باشد
و تاریخ انقضاء کارت را بصورت صحیح وارد نمائید.



******************************************************************************
******************************************************************************

پس از وارد کردن اطلاعات صحیح دکمه پرداخت را می زنید
توجه داشته باشید از لحظه ورود به این درگاه 9 دقیقه فرصت دارید که خرید خود را تکمیل نمائید
پس از اتمام زمان 9 دقیقه و در صورت عدم پرداخت بصورت خودکار از درگاه بانکی خارج می شوید
و نکتۀ دیگر اینکه اگر رمز دوم را سه بار  اشتباه بزنید رمز اینترنتی شما خواهد سوخت و باید از طریق عابر بانک حسابتان مجدد رمز دوم اینترنتی دریافت نمائید.

با تشکر 
واحد فنی و پشتیبانی 

 
سلام،
 صفحه به پرداخت ملت در فروشگاه شما  باز نمی شود. لطفاً راهنمایی ام کنید،
با تشکر
با
به دلیل یک مشکل تا اطلاع ثانوی امکان پرداخت از طریق بانک ملّت وجود ندارد،
لذا شما می توانید گزینه بالای بانک ملت را انتخاب نمایید 

 
پرداخت از طریق بانک ملت
سپس این صفحه باز می شود:


مبلغ را به شماره حساب های ذیل واریز نمایید و اطلاعات فیش را در اینجا وارد نمایید:



و روی گزینۀ «پرداخت وجه کالا های خریداری شده».

اگر اطلاعات وارد شده درست باشد محصول را برایتان ارسال میکنیم
مدیریت سایت انتشارات ملک اعظم